پایگاه شهید ابراهیم هادی

سلام بر ابراهیم

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سلام بر ابراهیم» ثبت شده است

شهید ابراهیم هادی

دوازدهم مهر 1359 است. دو روز بود که ابراهیم مفقود شده! برای گرفتن خبر به ستاد اسرای جنگی رفتم اما بی فایده بود.

تا نیمه های شب بیدار و خیلی ناراحت بودم. من از صمیمی ترین دوستم هیچ خبری نداشتم.

شهید ابراهیم هادی
هشتمین روز مهر ماه با بچه های معاونت عملیات راهی منطقه شدیم. در راه در مقر سپاه همدان توقف کوتاهی کردیم.

شهید ابراهیم هادی

صبح روز دوشنبه سی و یکم شهریور 1359 بود. ابراهیم و برادرش را دیدیم مشغول اثاث کشی بودند.

شهید ابراهیم هادی

نشسته بودیم داخل اتاق مهمان داشتیم. صدایی از داخل کوچه آمد. ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد. شخصی موتور شوهر خواهر او را برداشته و در حال فرار بود!

شهید ابراهیم هادی

محور همه فعالیت هایش نماز بود. ابراهیم در سخت ترین شرایط نمازش را اول وقت می خواند. بیشتر هم به جماعت و در مسجد.

دیگران را هم به نماز جماعت دعوت می کرد.

شهید ابراهیم هادی

اردیبهشت سال 1359 بود. دبیر ورزش دبیرستان شهدا بودم. در کنار مدرسه ما دبیرستان ابوریحان بود. ابراهیم هم آنجا معلم ورزش بود.

شهید ابراهیم هادی

ابراهیم می گفت: اگر قرار است انقلاب پایدار بماند و نسل های بعدی هم انقلابی باشند باید در مدارس فعالیت کنیم، چرا که آینده مملکت به کسانی سپرده می شود که شرایط دوران طاغوت را حس نکرده اند!

شهید ابراهیم هادی

تابستان 1358 بود. بعد از نماز ظهر و عصر جلوی مسجد سلمان ایستاده بودیم. داشتم با ابراهیم حرف می زدم که یکدفعه از دوستان با عجله

آمد و گفت: پیام امام رو شندید؟!

با تعجب پرسیدم: نه ، مگه چی شده؟!

شهید ابراهیم هادی

«بندگان خانواده من هستند پس محبوب ترین افراد نزد من کسانی هستند که نسبت به آن ها مهربان تر و رفع حوائج آن ها بیشتر کوشش کنند»

عجیب بود! جمعیت زیادی در ابتدای شهید سعید جمع شده بودند. با ابراهیم رفتیم جلو، پرسیدم: چی شده!؟

شهید ابراهیم هادی

ابراهیم از دوران کودکی عشق و ارادت خاصی به امام خمینی (ره) داشت.

هرچه بزرگتر می شد این علاقه نیز بیشتر می شد. تا اینکه در سال های قبل از انقلاب به اوج خود رسید.